السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

383

تفسير الميزان ( فارسي )

نمىشود . علاوه بر اينكه اين معنا فى نفسه معنايى است كه طبع سليم آن را نمىپسندد چون معنا ندارد رسول خدا ص نصاراى نجران را بر زن و فرزند خود مسلط كند و بفرمايد : من خواهش مىكنم شما مرا و زن و فرزندان مرا نفرين كنيد تا غرض از مباهله حاصل شود ، با اينكه خود آن جناب مىتوانست اين كار را بكند ، يعنى رسول خدا اهل بيت خود را و نصاراى نجران هم اهل بيت خود را نفرين كنند . از اين هم كه بگذريم استفاده اين معنا از آيه محتاج به فهميدن معناى تسليطى است كه گفتيم چنين چيزى معنا ندارد كه رسول خدا ص نصارا را مسلط بر اهل بيت خود كند ، تا چه رسد به اينكه آيه شريفه دلالت بر آن و يا چيزى شبيه آن داشته باشد و ما آن را از آيه بفهميم ، پس حق اين است كه اين وجه از درجه اعتبار ساقط است ، و وجه متعين همان وجه دوم است . 7 - اينكه گفت : هيچ اشكالى به اين دو وجه وارد نيست ، تنها اشكالى كه به آيه وارد مىشود بنا بر قول شيعه و پيروان ايشان است كه آيه را مخصوص رسول خدا ص و على و فاطمه و حسنين ع دانسته‌اند . و منظورش از اشكال همان ايرادى است كه كرد و گفت بنا به قول شيعه لازم مىآيد كه انسان خودش خود را دعوت كند و حال آنكه اين اشكال نه ارتباطى با وجه اول دارد و نه با وجه دوم ، بلكه اين اشكال مربوط به قولى است كه مىگويد مراد از كلمه « انفسنا » رسول اللَّه ص است ، هم چنان كه از بعضى مناظرات مذهبى حكايت شده كه بعضى در برابر خصم شيعه خود گفته : اصلا منظور از كلمه « انفسنا » على ع نيست ، بلكه خود رسول خدا ص است و خصم شيعه اش بر او همين ايراد را كرده كه لازمه اين قول اين است كه كسى خودش خود را دعوت كند و اين باطل است و روايت دومى كه از عيون اخبار از موسى بن جعفر ع در بحث روايتى گذشته نقل كرديم به اين معنا اشاره مىكرد . و از اين جا سقوط و بىاعتبارى كلام ديگرش روشن مىشود كه گفته : تنها اشكال بنا بر قول شيعه وارد است ، چون بنا بر بيانى كه گذشت گفتيم : مراد از كلمه : « انفسنا » از نظر مفهوم رجال از اهل بيت رسول اللَّه ص است كه از نظر مصداق در صحنه مباهله از اين مفهوم تنها دو مصداق حضور داشت ، رسول خدا ص و على ع و هيچ اشكالى نيست كه اهل بيت بعضى بعض ديگر را دعوت كند . پس هيچ اشكالى بر شيعه وارد نيست ، حتى بنا به آن توجيهى كه مفسر نامبرده به شيعه نسبت داده ، چون او گفته شيعه